واگذاری یک فرشته به نام رضا (بخش چهارم)
تفاوتی بین فرزند خودمان و فرزندخواندهمان نیست
این که میگویم فرزند خودمان به خاطر تفهیم مطلب برای خواننده بین دختری است که به دنیا آوردهایم و پسری که به فرزندخواندگی گرفتیم.
زمانی که فهمیدم دخترم کمشنواست انگار دنیا روی سرم خراب شد. اطلاعات کافی درباره کمشنوایی و درمان آن نداشتم و از اینکه یک کودک بیمار به دنیا آورده بودم بسیار غمگین و ناراحت بودم.
بعد از چند ماهی غم و اندوه شدید که شاید اولین واکنش نسبت به یک حادثه تلخ باشد، به این نتیجه رسیدم که باید تمام تلاش خودم را برای سلامتی دخترم انجام دهم و دست روی دست نگذارم.
تا جایی که توانستم در مورد کمشنوایی و درمان آن مطالعه و کسب اطلاعات کردم.
حدود دو سال طول کشید تا درک کردم خواست خدا مقدم بر همه چیز است و حتماً مصلحتی دانسته که ما دختر کمشنوایی داشته باشیم. از خدا خواستم کمکمان کند تا هر کاری که لازم است برای دخترمان انجام دهیم، به بهترین شکل ممکن انجام شود و دختری داشته باشیم که تا کسی سمعک او را نبیند متوجه کمشنواییاش نشود. خدا را شکر همین اتفاق هم افتاد و دختر نه ساله ما امروز از نظر گفتار هیچ تفاوتی با همسن و سالانش ندارد.
در طول این نه سال بارها دخترم مریض شد، درست مثل همه بچهها. از سرماخوردگی ساده گرفته تا حساسیتهای پوستی و مشکلات گوارشی.
به اطرافیان هم که دقت میکنم آنها هم بارها با مشکلاتی مثل بیماریهای تنفسی، کلیه، نقص ایمنی، بیماریهای پوستی، انواع عفونتها و.... دست و پنجه نرم کردهاند. در واقع هر پدر و مادری میدانند که بزرگ کردن بچه یک راه هزارتوی سخت است و پدر و مادر بودن به این آسانیها نیست.
سؤال اینجاست که چرا فکر میکنیم وقتی قرار است فرزندخواندهای داشته باشیم باید همه چیز او سالم و سلامت باشد و اگر بیمار شود فکر میکنیم چون فرزندخوانده بوده دچار این بیماری شده؟!
بهای مقام پدر و مادر شدن بسیار سنگین است. یادمان نرود بهشت را به بهای اندک نمیدهند...
t.me/farzandkhande
https://www.instagram.com/farzand.khandeh
- ۹۶/۱۱/۱۶
- ۵۱۱ نمایش